روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1163 : برم انقلاب

صبح بخیر. دیشب تا دیر وقت بیدار بودم و امروزم دیر بیدار شدم. دیشب یه خواب دیدم اصلا خیلی عجیب بو خودمم نفهمیدم چی شد. فکر‌کنم مامانم مرده بود:/ بعد من یه جا بودم شبیه یه دانشگاه بزرگ ولی اصلا ایرانی نبود نمیدونم کجایب بو ولی قیافه ها اینجایی نبود :/ البته چند تا اشنا توش بودن یکیش یکی از دختر خاله های پیگیرم که اینجام دست تز سرم من برنداشت. بعد اخرش یسری نمیدونم دوستام بودن کیا بودن همه هم پسر :/ دسگیر کردن اصلا یه وضعی فیلم پلیسی بود. خوابای منم هیچ کدوم آدمیزادی میستن کلا فیلم تخیلی میبینم :دی بیخیال. موندم برم انقلاب نرم انقلاب خب میخوام عیدی بدم یا ندم یعنی بعد عیدم میتونم بخرم نه ؟نمیبینمشون قبل عید. بعید هم چز سپهر و سینا احتمالا نبینم که اصلا نمیدونم خوششون میاد فکر نکنم استفاده کنن. یعنی نخرم؟ حالا من میخرم شاید خوند واسه سینا البته هیچ ایده ای ندارم که چه کتابی مناسب. شاید برا خودم برم بخرم یه دفترم بخرم عکسامو آلبوم کنم توش عکسای تاییدیمو یه کار دیگمو سال ۹۶ تموم کرده باشم. نمیدونم شاید بهتره بشینم خونه کتابمو بخونم؟ :/  شاید بهتر باشه برم یه خورده حالم عوض شه دم عید :) نمیدونم میتونم مثلا برم شهر کتابا چه سادیسمی دارم برم فقط انقلاب کتاب بخرم.

فکر کنم خوابام خیلیم از نگار روانشناسی پر باره نباید مسخره کنمشون بیچاره هارو الان که فکر کردم به این نتیجه رسیدم. 


میخوام چند تا مقاله هم پیرینت بگیرم تو عید بخونم یعنی اگه شد. اصلا واجب شد برم انقلاب دیگه :دی اینجا مثلا اصلا ما دستگاه پیرینت حوالیمون. نداریم :دی 

  • مائده