روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1125 : تخم مرغ :/

ایا میخواین عکس املتمو ببینین؟:/ 

خب میخوام نا امیدتون کنم که احتمالا من از پس املت ساده هم با مشقت بر میام:/ یعنی خب سوتی دادم. اول این که مامان باهام حرف نمیزد منم تصمیم گرفتم همینجوری پیش برمو ازش نپرسیدم. دوتا تخم مرغ با چهار تا گوجه. رندشون کردم. یه سوالی که خیلی درگیرم کرد این بود چجوری خیلیا تخم مرغو نمیشورن؟؟ اصلا در واقع هیشکیو ندیدم از هرکی میپرسم میگن مگه تخم مرغو میشورن؟؟ :/ خیلی ذهنم کلا بیش از یک سال درگیر کرده این موضوع. جدیدنم باز بهش برخوردم. چجوری میتونین تخم مرغو نشورین اصلا نمیتونم باهاش کنار بیام. بله درسته با پوست نمیخوریم ولی کاره دیگه بعضی وقتا درست نمیشکنه. ایا این افراد نمیدونن تخم مرغ از کجا میاد ؟ :دی. میدونین ای شرکتا وو اینا تخم مرغو نمیشورن چون تخم مرغ خراب میشه شمام نشورین ولی موقع درست کردن حتما بشورین. بابام تو کار تخم مرغو مرغداریو این داستاناست. اشتباه نگیرین مرغداری نداریم :دی الانم وضعیتمون داغون به نظر میاد با این آنففولانزاها. بگذریم. برگردیم به غذا هیچی دیگه گوجه‌اش که زیاد شد بعد برداشتم گوجه رو تویه ظرف اول گذاشتم آب تموم شه بعد گفتم خب تا این تموم شه تخم مرغو بزارم دیگه میخواستم از اینا درست کنم که بر میگرده یه طرفش رو اینورش مامان بزرگم درست میکرد بعد هیچی ماهیتابه تخمین اشتباه تو اندازه زدم اصل نشد بعد حواسم نبود سفت شد تخم مرغ خیلی سفت شد مبعد گوجه رو ریختم بعد دیدم گند زدم هم زدم نگم براتون :دی این عکسش با افتخار تقدیم میکنم :دی خوبه خیلی زوم کردم دورش از رنده و ظرفو پوست گوجه و چیوچی بود تو همینم خوردم. ها خب گشنه تر از این بودم که بخوام صبر کنم سه ساعت تزئین کنم بعد عکس بگیرم :/ دیگه تنها غذا خوردن همین همه رژیمن اینجا خوراک مام بهم خورده. 


  • مائده