روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1224 : زن

من نه موافق حقوق برابرم که کپی پیست مردا باشمو معیار برابری و آزادی حق و هرچی برام مردا باشن و نه موافق تفکرات عربی و اسلامی که شاید جاهلانه هم باشن یا خیلیا خیلی فکر کنن هرچی نمکشو زیاد تر کنن بهشتی که میرن بهتره. 

من میخوام زنی باشم که از تمام توانم که با خودم سنجیده میشه بهره ببرم و زندگی کنم. نه دوست دارم دنبال این باشم که مثل مردا کار کنمو حرکتی انجام بدم بعد بگم حقوقم برابره نه دلم میخواد با بازی با کلمات احمق فرض بشم که در ظاهر زن مثل جواهر باید پوشیده بشه و ...و آخرم همیشه پنهان باشمو هیچ علنن فعل مستقلی ازم سر نزنه و همش درگیرا حواشی باشم بعدم افتخار کنم زنم و زحمت کشیدم همشم دنبال سایه کسی باشم انگار از خودم هیچی ندارم هیچ تلاشی نکردم هیچ فکری و هیچ هدفی هیچوقت نداشتم.


نکته این که چیزی که گفتم توضیحش خیلی طولانی ولی این که گفتم منظورم این نبود که همه اینجورین من در مورد انتخاب و چیزی که خودم فکر کردم حرف زدم. یعنی لزومن کسی که خانه داره بد نیست و از این حرفها.


امروز کلا خیلی خوندم چه اینوری چه اونوری رو اعصابم بود دیگه زدم به سیم آخر. اقا شمایی که دم از برابری میزنین برابری این نیست که مثل مردا باشین و حقوقتون برابر باشه.هی بگین چرا ما مثل اونا نیستیم حقوق باید برابر باشه. 


حال ندارم طولانی بنویسم. گشنمه خیلی رفتم پیاده روی سالاد خوردم اما گشنمه واقعا چرا نباید غذا بخورم؟ با کی لج کردم؟؟ خدایی لاغر شدم ولی از این وضعیت گشنگی خوشم نمیاد:/ برام چاق و لاغری به منظور ظاهری مهم نیست فقط برای سلامتیم هست که اصرار دارم. وای یه امشبو بیخیالشم که چیزی نمیشه. میشه ؟ دلم املت میخواد:) وای دلم ته چین مرغم میخواد. من واقعا غذا دوست دارم خداییم همیشه زیاد نمیخورم فقط بعضی غذاها رو معدود :) 

  • مائده