روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

110 : از اعماق


خب من دارم از اعماقو میخونم راستش اولش جالب بود خوشحال شدم که نامه ست و چون همیشه ادم خودشو جای اون طرف مقابل میزاره اما شخصیت لرد آلفرد داگلاس اونقدر جذاب نیست که حتی یک لحظه بخوام خودمو جاش بزارم و مخاطب این نامه وکتاب باشم در نتیجه کتابو دارم به عنوان سوم شخص میخونم که هیچ نقشی نداره.خب راستش یه خورده عجیبه به یه جاهایی که رسید دیگه داشت حوصله ام سر میرفت تبدیل شده بود به وصیت نامه یه پدر به پسر که توبیخش میکرد نه یه عاشقو معشوق ! :\ احتمال زیاد وایلد از اون دنیا منو به باد فحش میگیره اگه یه خورده دیگه ادامه بدم .اما از یه جایی که دست از سر اون ادم مزخرفو کسل کننده ورداشت و به خودش چسبید جذاب شد من کلا این تیکه هاشو با علاقه میخونم که در مورد خودش میگه و تصمیماتشو تاثیراتی که روش گذاشته و غیره شایدد باید باقیه نظراتی که در موردش دارمو بزارم وقتی که تموم شد بگم الان تقریبا نصف رو خوندم فردا تموم میشه.

.


از اعماق / اسکار وایلد / مترجم : مریم امینی / نشر مرکز 


اندوه ظریف ترین مخلوقات است...




از اعماق اسکار وایلد


زخمهای جسم هم هیچِ در برابر زخمهای روح ، که درمان شدنشون عمر نوح رو میطلبه .اصلا پیدا کردن طریقه ای برای درمانش...




از اعماق اسکار وایلد

بخشیدن... کلمه عجیبیه.ادم کینه ای نیستم جز یه مورد که اونم سپردمش دست خدا فقط اینجوری تونستم از خودم بِکَنَمِش فقط اینجوری...



از اعماق اسکار وایلد


از اعماق اسکار وایلد



از اعماق اسکار وایلد

کاش بشه ادم کلا خودشو از همه ی احساسهاس ناخوشایندو فکرای ازار دهنده خلاص کنه.



از اعماق اسکار وایلد

کاش بشه...