روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1052 : کنج دنج جدیدمان

کنج دنج جدیدملن را تا چند روز آینده نشانتان میدم ^___^ پشت به همه رو به پنجره و مقداری دیوار تکه ای آسمان را هم دارم همین مرا بس والا. تازه برای نشنیدن یسری حرف های مزخرف که حواسم پرت نشه بعضی وقتا از این تو گوشیا دارم :دی. جای جدیدمان را هم دوست داریم. به دلمان خوش آمد. کاش زودتر عید شود. شاید دلتنگی هم تموم شه راحت شم هوووف. همین :)))))


اغا طاقت نیاوردیم هنوز کامل نشده یه خوردم بهم ریختست اما دلم خواست بزارم. این پرده هم همونی که ازش متنفرم به زوی عوضش میکنم 💃 

احتمالا آلرژیم به خاطر این گلا و دوتا گلدونایی که مامان خریده است اما خب فعلا گذاشتشون تو بالکن مثل همیشه اما اینا چند تارو اوردم اینجا. خب منم دل دارم. 


هوا دلبرِ چه بادی میاد هوا هوا وای وااای ^____^ دیگر مهراس دیگر مهراس ...



  • مائده

نظرات  (۱)

چه خوشگله ^_^
پاسخ:
مرسی :)))