روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

۴۶۴ مطلب با موضوع «معرفی کتاب» ثبت شده است

1713 : کتاب جدید : تاریخ فلسفه

نوشتهٔ ویل دورانت ، ترجمهٔ عباس زریاب خوئی ، نشر علمی فرهنگی

بالاخره بعد از مدتها زمانش شد که من بخونمش. از سال ۹۴. هنوز دارم دست خط استادمو که برام نوشته اسمشونو. ذوق زده ام. هم برای کتابها هم شروع این کتاب هم اومدن پاییز کوتاه شذن روزها خنک شذن هوا و... بخونیم ببینیم چجوری. بزنه داغونمون کنه کاش. 

1712 : کتاب فروشی مولیٰ

وای خدا اگه بدونی چقدر هپیم :)))) پنج تا کتااااااب خررییییدممممم  ^_____^ 

کتاب سیر حکمت در اروپا نوشتهٔ محمد علی فروغی نشر زوار قدیمیشو گیر اووردم ورقاش وای نگم براتون که چجوری منو کشته. 

کتاب تاریخ فلسفه نوشتهٔ ویل دورانت ترجمهٔ عباس زریاب خویی نشر علمی فرهنگی 

کتاب فلاسفهٔ بزرگ ـ آشنایی با فلسفهٔ غرب ـ نوشتهٔ براین مگی ترجمهٔ عزت الله فولادوند نشر خوارزمی 

کتاب سرگذشت فلسفه نوشتهٔ براین مگی ترجمهٔ حسن کامشاد نشر نی اینو اون فروشنده مولی بهم پیشنهاد داد

کتاب بارت فوکو آلتوسر نوشتهٔ مایکل پین ترجمهٔ پیام یزدانجو نشر مرکز 


آقا نباید خوشحال بود اصلا کتاب خونم اومده بود پایین داشتم میمردم یعنی. اول کدومو بخونم حالا. این هففته عکاسیم میخوام برم. وای چقدر کار دارم. 


امروز دکتر رفتم چند تا قرص جدید داد عصریم وقت دکتر دارم دوباره روانشناس اونم سرجاش این ماهم توجه نگردم فقط صد تومن خرید کنم و بیشتر شد ولی زیاد مهم نیست اگه من تونستم پولامو جمع کنم؟ اگه تونستم. دق میکنم :دی 

دلم میخواد برم عکاسی فقط باید برم و بعد ببینم چی میشه.  همین 

کتابامو از جاهای همیشگی خریدم. مولی و اون آقاهه تو پاساژ

1711 : باز خوانی مقاله : چگونه خوب عکس بگیریم؟

مجلهٔ عکس مرداد ۱۳۷۴ ، ترجمهٔ مجید عمیق 


دیگه از بیکاری اعصابم خورد شد نمیتونستم تا فردا صبر کنم تا کتابامو بخرم. در نتیجه اینو میخونم. بریم بیینیم بعد سه چهار سال چجوری برام. دلم بشدت برای اون روزا تنگ شد...

1709 : مقاله

سه صفحه بفقط سه صفحه مونده مخم نمیکشه :/ واقعا نمیتونم ادامه بدم از فردا مقاله های قدیمیو میخونم جدید الان نمیتونم خیلی سختن خیلی خیلی خیلی هیچی دریافت نمیکنم جز یه ذره همین اعصابم خورد شد. شایدم هیچی نداره. البته یه جاش که مرتبط بود با کتاب بارت جالب بود.  و این تلاش برای پیوند دادن عکاسی و زبان. و اونجایی که راجع به بخرا میگفت.  فعلا که استپ کردم. برم دفترمو بنویسم بعد. دوباره نوشتن حرفای استادمو برا خودم شروع کردم .

1708 : مقالهٔ جدید : عکاسی ، زبان ، زمینه

تصمیم گرفتم امروز فردا و احتمالا پس فردااز این ۹ مقاله ای که نخونده باقی موندن بخونم یعنی چون میلم به کتابایی که دارم نمیکشه و حسابی مشتاقم برم کتابایی که الان احساس میکنم رو مودشونمو بخرم و بخونم کلا فاز مطالعه امو یه مدت تغییر بدم بعد از این مقاله ها از عکاسی و ادبیات برم تو کار فلسفه. هوس کردم. الانم میخوام مقالهٔ عکاسی ، زبان ، زمینه ـ پیش در آمدی بر دههٔ ۱۹۸۰ ـ نوشتهٔ آن رویمر ، ترجمهٔ فرشید آذرنگ مجله حرفه هنرمند شماره ۲

1707 : اتمام کتاب : نشانه شناسی ادبی

نوشتهٔ رولان بارت ، ترجمهٔ ناصر فکوهی نشر فرهنگ جاوید. اقا چقدر خفن بود این کتاب. هرچند این اصلا کافی نیست. و من خب یکبار خوندمش با کلی ضعف نه که اصلا نفهمیده باشم اما کامل نبود دیگه باید جا بیفته قشنگ. در آینده ای نه چندان دور دوباره میخونمش . در نتیجه تصمیم گرفتم الان قسمتایی ازش نذارم یعنی به نظرم اینجوری منطقی اومد. و دور بعد کامل تر و بعتر راجع بهش توضیح بدم چون واقعا یه چیزاییشو گیج میزدم فقط خوندم. 


حالا کتتب چی بخونیم؟

1705 : کتاب جدید : نشانه شناسی ادبی

خب کتاب درباره عکاسی هم تموم شد. تا دور بعدی که نمیدونم کی بشه دلم براش تنگ میشه. ادم واقعا نمیدونه واسه بعضی کتابا غصه بخوره تموم شد یا ته دلش ضعف بره و خوشحال بشه که تونست دوباره بخونتش. 

و اما کتاب جدید که هنوز شک دارم اما احتمالا نشانه شناسی ادبی رولان بارت رو میخونم با ترجمهٔ ناصر فکوهی نشر فرهنگ جاوید. که ایده زیادی ازش ندارم جز کجا بود در مورد نشانه شناسی خوندم؟؟ نمیدونم یادم نیست ولی خیلی کمکم کرده بود یادمه که بفهممش. ببینیم که چی به چی منتها فعلا شروعش نمیکنم زبان باید ببخونم یسری کار دیگه که دیروز انجام ندادم مونده . ببینم کی میشه. کتاب کم حجم و کوچیکی ولی فکر نکنم سریع بخونم نمیدونم نمیدونم تا. چجوری باشه نثرش راحت درک میکنم یا نه. ببینیم چی میشه . اینقدر ذوق زده ام تو خونه میتونم کار کنم که نگو :))))


وای باورتون میشه یه بار فرهنگ جاوید منو بلاک کرد بعد از بلاک دراوورد من اصلا کاریش نداشتما :/ اصلا هیچ حرفی ردو بدلم نشده بود که بگم من چیزی گفتم :/ از این داستانهای خنده دار که نمیدونی گاهی چیکار کردی مردم بات بد میشن انفالوت میکنن نه که من این کارو انجام ندما چرا منم میکنم ولی نه همینجوری یا مثلا طرفو انفالو کنم بعد بزارم اون باشه اگه کسی ان فالوم کنه منم ان فالوش میکنم میگم حتما دوست نداره معذب نشه من تو پیجش باشم :/ والا البته قالب مواقع ادم نمیفهمه اما بعضیارو اتفاقی میفهمی و سعی میکنی درک کنی فازش چی بود:)

1704 گزیده مختصر نقل قول ها

ادای احترام به والتر بنیامین. 


خود کتاب تموم شد دو بخش مونده بود که یکیش این نقل قول ها هست راجع به عکاسی و یکیشم نوشته جان برجر. دلم نمیخواد تموم بشه کتابم.

کتاب دربارهٔ عکاسی نوشتهٔ سوزان سونتاگ، ترجمهٔ نگین شیدوش و فرشید آذرنگ ، نشر حرفه نویسنده


+ همیشه دوست دارم چنین یادبودی از همهٔ عزیزانم در این جهان داشته باشم. چیزی که برایم ارزش دارد ، تنها شباهت صرف نیست، بلکه حس نزدیکی ای است که در این ها وجود دارد ... این واقعیت که شبح خود آن آدم برای همیشع در آنجا ثابت شده ! به گمانم قداست عکس های پرتره در همین است. به نظرم اصلا شرم آور نیست اگر بگویم که من چنین یادبودی از کسی که عاشقش بوده ام را، به بهترین شاهکار های هنری که تا حالا خلق شده اند ترجیح میدهم، با آن که برادرانم به شدت با آن مخالف اند. « الیزابت برت»


+ عکاسی شما برای آن کسی که واقعا میبیند ، گزارشی از زندگی خود شما است. شما شاید تحت شیوهٔ دیگران قرار بگیرید، حتی ممکن است برای پیدا کردن راهتان از آنها استفاده هم بکنید، اما در نهایت باید از بند آنها رها شوید. این همان معنای حرف نیچه است که گفت: “ شوپنهاور را خواندم، حالا باید از دستش خلاص شوم.” او میدانست که اگر بگذاریم شیوهٔ دیگران بین ما و دید شخصی مان حائل شود ، خصوصا دیگرانی که تجربه های عمیق و پر قدرت دارند ، آن شیوه می تواند چقدر موذیانه نفوذ کند .«پاول استرند»


+ تجربه و درک زیبایی در چیزی ، قطعا تجربهٔ اشتباه آن چیز است. «نیچه» 

بعنی عکاسی تجربه واقعیت نیست. دیدنش یع تجربه جدا از واقعیت. اگه تجربه دیدن عکس رو با تجربه خود واقعیت برابر بدونیم تجربه اشتباهی ازش کردیم.  نه؟؟


+ عکاس خلاق کسی است کا محتویات انسانی اشیا را بیرون میکشد و به جهان غیر انسانی پیرامونش انسانیت میبخشد .« کلارنس جان لفلین » 


+ عکاسی نوعی سیستم تدوین و ویرایش بصری است. در اصل یعنی بخشی از مخروط بینایی هرکس در قالب یک کادر ، مبتنی بر حضور ما در زمان و مکان مناسب . مثل شطرنج یا نویسندگی ، باید از بین گزینه های ممکن یکی را انتخاب کرد . ولی بر خلاف آنها ، تعداد این گزینه اا در عکاسی بی نهایت است  . « جان سارکوفسکی »


1703 : جهان تصویر

فکر کنم امروز کتابمو تموم کنم! خب خیلی خوشحالم هرچند یه جاهایی انگار گیج میزدم فصل اخر. امیدوارم بار بعدی که میخونم برام باز بشه. 


کتاب دربارهٔ عکاسی نوشتهٔ سوزان سونتاگ، ترجمهٔ نگین شیدوش و فرشید آذرنگ ، نشر حرفه نویسنده


+ عکس در وهلهٔ اول فقط یک تصویر ( مثل نقاشی ) ، یا تفسیری صرف از امر واقعی نیست؛ بلکه رد و نشان هم است، گویی امر واقعی را مستقیما با شابلون کشیده اند، درست مثل یک رد پا یا قالبی که از صورت مرده میگیرند.


+ عکس صرفا شبیه سوژه اش یا ادای احترام و ارادت به آن نیست. عکس در واقع بخشی از سوژه و به معنایی ، امتداد آن است، ابزاری نیرومند برای تصاحب و مهار آن. 


+ در جهان واقعی ، چیزی در حال اتفاق افتادن است و هیچکس نمیداند که قرار است چه اتفاقی بیفتد. اما در جهان تصویر، چیزی اتفاق افتاده است و تا ابد هم به همین شکل اتفاق خواهد افتاد. 

1701 : انجیل های عکاسی


مورچه ای میخونم و تو خونم. این چند روزم که تعطیل. بدم نیست برای امروز درسته سرعتم یواش بود اما خوندم اینجوری نبود هیچکاری نکنم. و این فصل هم تموم شد. بد نخوندم این بار کتابو. تا آخر هفته تمومش میکنم.


+ عکس گرفتن هم تکنیکی نا محدود برای تصرف جهان عینی است و هم بیان کاملا خود محورانه نفس فردی. عکس ها واقعیتی را به تصویر میکشند که از قبل وجود دارد، هرچند فقط دوربین میتوانذ از آن پرده بردارد. عکس ها روحیهٔ فردی را به تصویر میکشند که باحذف بخش هایی از واقعیت به وسیلهٔ دوربین ، خودش را کشف میکند. برای موهوی نادی ، نبوغ عکاسی در توانایی آن برای نمایش یک پرتره عینی است : “هر فرد باید طوری عکاسی شود که گرفتار نیت ذهنی عکاس نشود.”

حرف موهوی نادی دقیقا میشه عکس کاری که اربوس کرد.

چقد من باهوشم:/ 



+ عکس باید تنها شامل یک چیز باشد ، انسانیت آن لحظه.


+ عکاسی نمونهٔ یک رابطهٔ ذاتا مبهم میان خود و جهان است ـ تلقی عکاسی از ایدئولوژی واقع گرایی در بعضی موارد به تواضع شخص در برابر جهان می انجامد و گاهی اوقات هم به رابطه ای تهاجمی با جهان و ستایش خود منجر میشود. هر بار یکی از دو طرف این رابطه مجددا کشف میشود و مورد حمایت قرار میگیرد. 



+ هر نوع تلاشی برای محدود کردن عکاسی به سوژه ها یا تکنیک های معین هرچند هم در مقطعی ثمر بخش باشد ، محکوم است که به چالش کشیده شود یا از بین برود. زیرا طبیعت عکاسی ،همین دیدن بی قید و بند است ، که در دستانی توانمند، تبدیل به رسانه ای مطمئن و بدون خطا برای آفرینش میشود.



+ عکاسی برای این که بتواند مشروعیتی به عنوان هنر به دست آورد ، باید مفهوم عکاس در مقام مؤلف را رواج دهد ، به شکلی که تمام عکس های یک عکاس‌یک مجموعه واحد را تشکیل دهند. 


+ عکس های جدید با تاسی به قانون ذائقه ای که تی اس الیوت مطرح کرد ، که در آن هر اثر جدید مهمی ضرورتا دریافت مارا نسبت به میراث گذشته تغییر می دهد ، شیوه ی نگاه کردن ما به عکس های گذشته را دگرگون کرده اند. 


+ تمام هنر ها سودای عکاسی را در سر دارند.