روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

۴۱ مطلب با موضوع «شنیدنی ها» ثبت شده است

1399 : بشنویم...

خب دیروز بهانه ای شد که بعد مدتها موزیک های کلهر رو گوش بدم.از یکی از بچه ها پرسیدم موسیقی پخش شده که هنگام پخش نمایش عکسهای ایدین روش بود چی بود. گفت همونی بود که روی فیلم لانتوری هم گذاشته شده بود. خب اون فیلم مزخرف ترین بود که فکر نمیکنم اصلا متوجه موسیقیش شده باشم چون سرم پایین بود و اخراش اصلا نگاه نمیکردم. و توی نشست هم وقتی پخش میشد من اینقدر درگیر عکسا شدم که متوجه نشدم کمانچه است یعنی برای من انگار عکس بود موسیقی انگار توی چی میگن عکس پیش میرفت.اینجوری نبود که به نظرم موسیقی باعث بهتر شدن یا برتر شدن عکسا شده باشه نه اصلا اینجوری نبود فقط شاید انتخابش و به نظر من به جا بود باعث شد من از محیط جدا بشم و عمس رو ببینم. میگم انگار با هم بود و همین حرفا. خلاصه رفتم پیش همینجوری پرسیدم نفهمیده بودم برای کلهر هست کلا فکر نمیکردم موزیک گوش بدم فکر‌میکردم دیگه نمیتونم انگار یا دووم نمیارم. من خیلی دوسش دارم کلهر رو شاید چون به واسطه استاد رفتم دنبالش و به وسیله کلهر تونستم معنی در واقع موسیقی خوبو درک کنم. البته قبل ترش باخ بود اونم گوش میدم ولی احساس میکنم همخونی بیشتری با کیهان کلهر دوس داشتنی دارم. واقعا گوش میدم اینجوری نیست که گوش کنی مثلا فکرت بره جای دیگه. فکر‌میکنم موسیقی خوبم تورو درگیر خودشون میکنن تو وقتی گوش میدی یاد خاطرات نمیفتی به واسطه واژه ها یا نت ها تو گوش میدی و انگار حتی اگه فک نکنی همزمان میشی باهاش اگه رنج کشیدی میتونی با تمام وجودت درکش کنی و بشنوی همون همزمانی تو واقعا میشنوی تو در واقع فکر کنم کاری نمیکنی اون تورو روح تورو به حرکت در میاره تو نیستی که افسارت دست خودت باشه اون موسیقی که تورو با خودت روبرو میکنه. اینا همش حرف نمیدونم باید تجربه کرده باشین خیلی بلد نیستم حرف بزنم و سخت حرف زدن از این چیزا ولی من عاشق این آهنگ شدم. فقط دلم میخواد چشمام رو ببندم تا غرق بشم توش منو با خودش ببره. 

این اون موزیکی نیست که پخش شد روی اون عکسها اون اسمش Silent City  بود اسم آلبوم هم همین هست به معنی شهر خاموش. 

این موزیک اسمش هست  Beloved, do not let me be discouraged  که قطعهٔ چهارم آلبوم هست. 

کیفیت پاینش رو برای گذاشتن اینجا پیدا کردم اما اصلش رو گوش‌کنین یعنی همون کیفیت بالا.



1239 : ببار ای ابر بهار با دلم گریه کن خون ببار...

حالا تا آخر سال کل شنبه ها بارونی میشه. دیگه بارونو دوست ندارم :((((





من دارم ریسک میکنم. شاید هیچ ادم عاقلی هرگز همچین کاری نکنه. اما من عاقل نیستم. ریسک نه برای امنیت خودم برای امنیت اون. اونی که به طرز غیر باوری انگار اومده تا معجزه زندگی من باشه. تا با تمام نقص ها درد ها رنج ها خوشبختی رو نشونم بده. اما انگار خیلی چیزا میخواد دست به دست بده که جلومونو بگیره تا با هم بودنمونو خراب کنه. و من که تمام شجاعتمو ازش میگیرم،تا عقب نکشم.  تا نخوام فکر کنم به اگه ها به این که نکنه اتفاق بدی بیفته یه روز. نکنه تا نتونم کنترل کنم. و هزار تا شاید های مختلف حتی جدی خیلی جدی. اما من نمیتونم نمیتونم نه که فکر نکنم. فکر نکرده باشم به این که شاید باید درد بکشم حتی بمیرم تا اون راحت باشه. نه فقط به خاطر خودم. که حتی برای اون من نمیتونم نمیتونم رها کنم عشقو من میدونم که شاید یه جنگ توی راه داشته باشم اما ترجیح میدم یه سرباز باشم نه یه اسیر. اسیر یه انتخاب غلط که حتی شاید اونم به خاطر من به خاطر ترس من طول بکشه تا به آرامش برسه. من میدونم هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. میدونم شاید حتی از دستم در بره اما میدونم با اون و به خاطر اون، ادم بهتری میشم میتونم میتونم بجنگم. که اگر اون نباشه زندگی هیچ هیچ دلیلی برای ادامه دادن نداره هیچ عشقی. نمیتونم زنده بمونم. من میخوام برای اون بجنگم  بجنگم که بهتر باشم حتی اگه خودخواهی به نظر بیاد. فکر میکنم همه باید اینجوری باشن نباید از ترس عقب کشید.

 

چارتار ، غزل نشد

1181 : من در این‌جای، همین صورتِ بی‌جانم و بس....

خرّم آن بُقعه که آرامگهِ یار آن‌جاست

راحتِ جان و شفای دلِ بیمار آن‌جاست

من در این‌جای، همین صورتِ بی‌جانم و بس

دلم آن‌جاست که آن دلبرِ عیّار آن‌جاست


آقا اینو با صدای همایون گوش کنین. سه ساعت دارم زور میزنم آپلودش کنم ولی خب وایفای نداریم نت خطم زیر خط فقره. دلم آن‌جاسن که آن دلبر عیار آنجاست...

1038 : مرا به طوفان داده‌ای خودت کجایی؟

آه خواب آلودگی
بی تو در چشم عاشق نیاید
تنها ماندم کسی
جز تو شاید نشاید که آید
پیدا شو شعله کن جانِ پروانه را
عمرِ دیوانه دیری نپاید


خیلی چارتار گوش نمیدم یعنی خیلی وقت بود که نشنیده بودم یه مدت خیلی پیش بپدم با این حالاین هی تکرار میشه الان. با طعم رب انار. 


آهنگ زن دیوانه!

968 : مثل جمعه است امروزة

چرا خوب نمیشم. انگار از همه جا جدام. انگار دیگه چیزی حس نمیکنم. حالم بده خیلی بد اما نمیدونم چمه. انگار دیگه هیچوقت خوب نمیشم. میدونم باید بخونم اما اما اصلا نمیفهمم نمیتونم تمرکز کنم. انگار هیچ حسی ندارم انگار اینا همش انگاره واققعی نیست حتی نمیتونم بگم چمه حتی توی جمله کلمه نمیگنجه. فقط میخوام گریه کرنم. شاید باید بگذره.

دوباره نگاه میکنم از اول اگه نتونستم میمونه برای شب یا وقتی که از این خلا وحشتناک درومدم. انگار هیچی دیگه خوشحالم نمیکنه .






تصنیف دود عود، همایون شجریان


البته من این آهنگو اون نسخه اش رو که برای یکی از کنسرتاشه بیشتر دوست دارم اما اونو نتونستم آپلود کنم. 



921 : Serenade Schubert Violin & Cello


این آهنگ مورد علاقم نیست و اونجوری دوسش ندارم ولی الان خوشم میاد گوش کنم یجوری برعکس ظاهرش سوهان روحمه صداش نه ها صداشو دوست دارم اون ریتمش نمیدونم چی‌بهش‌میگن باهاش همخونی ندرم. حس بی سوادارو دارم در این زمینه:/ چرت گفتم بیخیال بیچاره شدین دیگه راهشو یاد گرفتم چجوری آهنگ آپلود کنم. 

دیگه حوصله ندارم هرچند که امروز فقط ظاهرا کاری انجام میدادم زمان از دستم در میرفت. در نتیجه بهتره بیخیال شم کیفیت مهم تر از کمیت. حالا چیکار کنم؟  هزار بار از صبح عکسای دیشبو دیدمو ذوق مرگ شدم تنها دلیل خوشحالی امروزم. البته میدونم که تعریف از خود احمقانست ۹۰ درصد مواردم برعکس ولی خیلی دقت کردم و خیلی برام مهم بود از این که بدتر نشده و بعد از اون دفعات الان چند تا دونه تقریبا خوب بینش هست خوشحال میشم نمیتونم جلو خودمو بگیرم. 

816 : بی هیچ غرور یا دشواری

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،

کجا ، یا چه وقت....؟!

چه آسان دوستت دارم،

بی هیچ غرور یا دشواری.

"تو" را اینگونه دوست دارم،

چون طریقی دیگر برایش نمی دانم.

آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم

گوئی دست های من است

و آن طور در هم تنیده ایم که

وقتی چشمانت را می بندی

من به خواب می روم....


پابلو نرودا


خب شروع کردم. با گرم کردن خودم با این فکر که قراره زمستونو چجوری تموم کنم طبق معمول شش ماه گذشته یه برنامه کلی فصلی برای خودم تعریف کردم هر چند متغیر اما یادآوریش خیلی خوبه  و این که هفتگی چیکار کنم. ادم باید همش بهونه ای داشته باشه تا شروع کنه :) درسته این هفته داره تموم میشه اما این که چجوری هم انجام شه مهمه. این از این. 

گفتم که اون مجموعه آثار کیهان کلهر جانمو میخرم؟؟؟ چقدرم براش ذوق زده شدم و منتظرم زودتر به دستم برسه. امروز سه شنبست میشد حضوری بگیرم فرهنگسرای نیاوران خودشونم ببینم.  اما راستش نمیدونم چرا فکر میکنم یعنی ارتباطی برقرار نمیکنم برم اونجا بعد نمیدونم فقط ترجیح دادم با پست فرستاده بشه. خلاصه این که دلم اونجا هم هست که چجوری مردم میرن چیکار میکنن ولی درک نمیکنم. برا همین نمیرم. اخه .. نمیدونم. همیشه فکر میکنم که خسته میشن از بودن این همه آدم. چجوری بگم شاید چون خودم کلافه میشم و شلوغی رو دوست ندارم اینجوری. بیخیال کاش زود تر برسه.


الانم دارم نهار درست میکنم از این بادمجونها که توش گوشت چرخ کرده مایشو درست میکنیم میزاریم بعد با برنج. ^____^


غذااام خیلی خوووب شدددد برنجمم حتی :)))) هوووراااااا ^_^ [ غذای چهارم]
لایو پیج استاد کلهر رو الان دیدم خوب شد نرفتمااااا. یعنی نه این که دوست نداشته باشم ببینمش فقط فکر کنم بیچاره خسته میشه. این همه ادم برن باهاش عکس بندازن. جون خودم ببینمشم مطمئن نیستم روم بشه سلامم کنم فقط بروبر نگاش میکنم احتمالا:دی. خیلی قبولش دارما ولی کلا یعنی بقیه به این فکر نمیکنن برای اون ادم شاید سخت باشه؟؟ نباید به این چیزا فکر کنم میدوم خب خودش خواسته شاید این یکی از خصوصیات شهرت هست که ادم های زیادی دوست داشته باشن هرچی بهتر باشه طرف محبوبیتشم بیشتر. ولی من خب دلم نمیخواد هرچقدرم طرفو دوست داشته باشم اینجوری اذیت کنم://// چی بگم شایدم باید اذیت کرد :دی 
اصلا میبینما دلم براش کباب میشه 😭😭😭 از چهار تا حالا وایساده یه سره داره عکس میندازه :(((( چجوری دلتون میاد اون عکس بخوره تو سرتون نمیفهمین هر آدمی خسته میشه:((((

770 : بشنویم

خب متاسفانه خیلی زیاد کارهای استاد علیزاده رو نشنیدم هرچند دوست دارم ولی نشد هر دفعه که بخرم یعنی از وقتی نیت کردم بخرم و دان نکنم یا یادم رفت یا نشد و این شد که به حالا رسید بخرمم بدردم نمیخوره چون لپ تاپ ندارم و دانلودم نمیتونم کنم، بگم تا بعدا میخرم جبران میشه در نتیجه آرزو بدلم فعلا تا لپتاپم درست بشه بعدا اینو میزارم یادم بمونه. همونایی که شنیدم ولی ازش دلمو برده. خیلیم برده.